فتنه سقیفه
برخی از صحابه پیش از آنكه جسد رسول خدا(ص) را دفن كنند، در سقیفه گرد آمدند تا جانشینی برای وی تعیین نمایند، و هر كسی در این مورد سخنی میگفت و كسی را به خلافت نامزد و معرفی مینمود و از وی طرفداری میكرد. سخن به درازا و جریان به نزاع و كشمكش كشیده بود. گروهی در این میان از ابوبكر طرفداری میكردند كه در رأس آنان عمر قرار داشت. او مردم را به بیعت با ابوبكر تشویق و مخالفین را تهدید میكرد.
حباب بن منذر از جای برخاست و گفت: ای جماعت انصار! زمام كار را محكم به دست گیرید تا دیگران ریزهخوار شما باشند و زیر سایه شما قرار گیرند و هرگز كسی را جرأت مخالفت با شما نباشد... .
عمر گفت: هرگز دو پادشاه در اقلیمی نگنجد. به خدا سوگند! عرب هرگز راضی نخواهد شد كه شما بر آنان حكومت كنید در حالی كه پیغمبرشان از غیر شماست... .
حباب به منذر مجدداً از جای برخاست و چنین گفت: ای گروه انصار! دست نگه دارید و به گفتار این مرد و یارانش گوش فرا ندهید كه حق شما را غصب خواهند كرد. و اگر چنانچه با پیشنهاد شما مخالفت كردند آنان را از این شهر تبعید كنید و زمام حكومت را به دست گیرید... اینان كسانیاند كه از ترس شمشیرهای شما تسلیم شدند... .
عمر گفت: خدا تو را بكشد.
او گفت: بلكه تو را بكشد! عمر او را گرفت و لگدی بر شكمش زد و دهان وی را پر از خاك كرد... .[1]
عمر میگوید: آنچنان صداها بلند شد كه ترسیدم اختلاف پدید آید، به ابوبكر گفتم: دستت را پیش آر تا با تو بیعت كنم![2]
یعقوبی میگوید: «مردم برای بیعت با ابوبكر از روی سعد و فرشی كه برای او گسترده بودند، ردّ میشدند به طوری كه نزدیك بود كه وی را لگدمال كنند. جمعی كه اطراف سعد را گرفته بودند فریاد برآوردند: مواظب باشید كه سعد را لگدمال نكنید.
عمر پاسخ داد: او را بكشید كه خدا وی را بكشد. آنگاه بر بالین سعد ایستاد و گفت: میخواهم تو را پایمال كنم كه اعضایت درهم شكند. در این هنگام قیس بن سعد آمد و ریش عمر را گرفت و گفت: به خدا سوگند! اگر یك مو از سر پدرم سعد كم شود چنان به دهانت میكوبم كه یك دندان سالم برایت باقی نماند.
ابوبكر بانگ زد: ای عم! آرام باش كه در این موقع حساس به آرامش نیاز است... .»[3]
1 . ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج 6، ص 291.
2 . سیره ابن هشام، ج 4، ص 336، تاریخ ابن كثیر، ج 5، ص 246.
3 . تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 123.
محمد
چهارشنبه 4 دی 1387 04:43 ب.ظ
اولا؛ ایا عقل می پذیرد که حضرت رسول صلوات الله علیه و آله پس از انجام اعمال حج؛ صد و بیست هزار نفر را در طی سه روز در آن بیایان گرد آورد که فقط بفرماید علی را دوست بدارید؛ هر عقل سلیمی این را رد می کند؛ پس حتما بنا به اسناد و مدارک معین , خبر یا حادثه ای مهم بوده که می بایست حجاج سه روز را در آن سرزمین متوقف گردند. و آن چیزی جز مشخص نمودن استمرار حکومت الهی و تعیین جانشین و خلیفه و امام و ولی و مولی بوده است.
ثانیا؛ در سوره حمد می خوانیم صراط الذین انعمت علیهم؛ واقعا به چه کسانی نعمت داده شد, و همو در روز غدیر فرموده الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و ...؛ نعمت الهی فقط در نزد پیامبر و آلش است و بس
ثالثا؛ اهل بیت ادری بما فی البیت؛ اهل خانه به آنچه در خانه است آگاهترند؛ آیا غیر از این است که آنچه بر پیامبر نازل می شد بیشترین بهره را اهل بیتش می بردند و آنانند که می توانند پس از او راهبر مردم و هدایتگر انسانها باشند.
و سلام بر پویندگان را حق و روشن بینان حقیقی
دوشنبه 2 دی 1387 02:49 ب.ظ
ادامه پاسخ به شبهات جتاب محمدی در پست
http://shiaanswering.blogfa.com/post-16.aspx
11- ایا هنگام احتضار رسول خدا (صلی الله علیه و سلم)، عبّاس(رضی الله عنه) عموى پیامبر (صلی الله علیه و سلم) به علی (رضی الله عنه) گفت: اى على! بیا نزد رسول خدا برویم تا امر حكومت را در مورد تو اعلام كند و پس از رحلتش كسى با تو اختلاف نكند، علی (رضی الله عنه) به او پاسخ منفى داد 400
12- چرا حضرت علی علیه السلام از واقعه غدیر خم اصلا یادی نکردند ؟
13- چرا کسی در سقیفه حدیث غدیر خم را بیان نکرد؟
14- چرا حضرت و یاران مخلصش با خلفا بیعت کردند ؛ مگر نه اینکه در غدیر خم به عنوان خلیفه مسلمین برگزیده شده بودند؟
میثم
دوشنبه 2 دی 1387 02:48 ب.ظ
با سلام خدمت دوست عزیز ناجیم
از اینکه من را به صبر در خواندن پست عید غدیر قم !!! کردید ممنون میباشم ، اما من نیز شما را به مطالعه دقیق پست زیر دعوت مینمایم.
http://shiaanswering.blogfa.com/post-16.aspx
من در این پست جواب اکثر شبهات جناب ابراهیم محمدی صاحب کتاب عیانات را در حد و توان خویش داده ام.شبهاتی که مولف کتاب عیانات وارد کرده اند و من جواب انها را داده ام به صورت زیر میباشند :
1- آیا ماجرای کدورت بین صحابه و حضرت علی علیه السلام در موقعی که در غدیر خم بودند اتفاق افتاده است ؟
2- ایا از علمای اهل سنت کسی واقعه غدیررا به معنی سرپرست آورده است ؟
3- ایا در رابطه با آیه «و أنذر عشیرتك الأقربین»؛ «و خویشان نزدیك خود را بترسان!» فقهاى اهلسنّت آن را متواتر ندانسته،وهمگى آن را جعلى و دروغین دانستهاند!و ایا این حدیث به أبومریم كوفى و عبداللّهبن عبدالقدوس برمىگردد كه به متروكبودن و دروغگویى مشهور است.
4- ایا تبریك عمر به علی (رضی الله عنه) در آن ماجرا، خبرى واحد و جعلى است ؟. یا در سند این حدیث، همه به «علىبن زیدبن جدعان» برمىگردد كه امام احمدبنحنبل در مسند خود آورده و خود در موردش مىگوید: «ضعیف است».!
5- سبب نزول آیه «الیوم أكملت لكم دینكم وأتممت علیكم نعمتی ورضیت لكم الإسلام را علمای اهل سنت در چه دانسته اند ؟
6- ایا عبارت «وانصر من نصره و اخذل من خذله؛ پروردگارا! یارى كن كسى را كه على را یارى كند و خوار كن كسى را كه خوارش نماید» مشکوک است ؟
7- چرا پیامبر (صلی الله علیه و سلم) - اگر مسأله جانشینى در میان بود - كلمات روشنى از قبیل: «خلیفه»، «امیر»، «أولى الأمر» و «امام» را براى بیان این امر خطیر به كار نبرد تا به مقصود رساتر باشد و براى دیگران - احیاناً - در آینده توجیهآور نشود؟ چه مانعى در این كار براى كسى كه «أفصح من نطق بالضاد» بود، وجود داشت؟
8- ایا کلمه ولی و اولا به معنی سرپرست نمیباشند ؟
9- چرا پیامبر ماجرای غدیر را در کنار کعبه اعلام نکرده اند .ظاهرا انجا جمعیت بیشتری جمع بوده است.و سخنان پیامبر تاثیر بیشتری میتوانسته داشته باشد ؟
10 - چرا صحابه غدیر خم را سریع فراموش کردند ؟
ادامه
فالحدیث متواتر أو مشهور .
كشف الخفاء ومزیل الإلباس عما اشتهر من الأحادیث على ألسنة الناس ، اسم المؤلف : إسماعیل بن محمد العجلونی الجراحی ( الوفاة : 1162 ) ، ج 2 ، ص 361 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1405 ، الطبعة : الرابعة ، تحقیق : أحمد القلاش
أنه ( یعنی حدیث من كنت مولاه ) ، حدیث صحیح لا مریة فیه و قد أخرجه جماعة كالترمذی و النسائی و أحمد و طرقه كثیرة جدا و من ثم رواه ستة عشر صحابیا و فی روایة لأحمد أنه سمعه من النبی صلى الله علیه و سلم ثلاثون صحابیا و شهدوا به لعلی لما نوزع أیام خلافته كما مر و سیأتی و كثیر من أسانیدها صحاح و حسان و لا التفات لمن قدح فی صحته و لا لمن رده بأن علیا كان بالیمن لثبوت رجوعه منها و إدراكه الحج مع النبی
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی ( الوفاة : 973هـ ) ، ج 1 ، ص 164 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الله التركی - كامل محمد الخراط
و عن الذهبى : أن من كنت مولاه فعلى مولاه متواتر یتقین أن رسول الله صلى الله علیه و سلم قاله .
روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی الوفاة: 1270هـ ، ج 6 ، ص 195 دار النشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت
فَهَذَا الْحَدِیثُ ، صَحِیحُ الإِسْنَادِ لاَ طَعْنَ لأَحَدٍ فی أَحَدٍ من رُوَاتِهِ فیه .
شرح مشكل الآثار ، اسم المؤلف: أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوی ( الوفاة : 321هـ) ، ج 5 ، ص 18 و 19، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان/ بیروت - 1408هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : شعیب الأرنؤوط
در وبلاگم اسامی تمام بزرگان اهل سنت که واقعه غدیر را آورده اند ذکر شده است.
پاسخ ناجی کرد : برادر گرامی (با تمام احترامی که برایتان قائل هستم) باز هم متاسفانه روی آوردید بنده و تمام اهل سنت و جماعت در متواتر بودند حدیث هیچ شکی نداریم اما این که منظور از کلام پیامبر در آن خطبه چه بوده مهم است که به صورت کامل در این پست شرح داده شده است که شما را به بردباری و مطالعه ی دقیق آن دعوت می کنم .
میثم
جمعه 29 آذر 1387 01:06 ب.ظ
ادامه
و حدیث غدیر دارای سندهای صحیح زیر میباشد :
أنه ( یعنی حدیث من كنت مولاه ) ، حدیث صحیح لا مریة فیه و قد أخرجه جماعة كالترمذی و النسائی و أحمد و طرقه كثیرة جدا و من ثم رواه ستة عشر صحابیا و فی روایة لأحمد أنه سمعه من النبی صلى الله علیه و سلم ثلاثون صحابیا و شهدوا به لعلی لما نوزع أیام خلافته كما مر و سیأتی و كثیر من أسانیدها صحاح و حسان و لا التفات لمن قدح فی صحته و لا لمن رده بأن علیا كان بالیمن لثبوت رجوعه منها و إدراكه الحج مع النبی
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی ( الوفاة : 973هـ ) ، ج 1 ، ص 164 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الله التركی - كامل محمد الخراط
هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه بطوله شاهده حدیث سلمة بن كهیل عن أبی الطفیل أیضا صحیح على شرطهما
المستدرك على الصحیحین ، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النیسابوری ( الوفاة : 405 هـ ) ، ج 3 ، ص 118 ، دار النشر : دار الكتب العلمیة - بیروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : مصطفى عبد القادر عطا
ادامه
وذكر أبو حامد الغزالی فی كتاب سر العالمین وكشف ما فی الدارین ألفاظا تشبه هذا. فقال قال رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم لعلی یوم غدیر خم: من كنت مولاه فعلی مولاه. فقال عمر بن الخطاب: بخ بخ یا أبا الحسن أصبحت مولای ومولى كل مؤمن ومؤمنة. قال: وهذا تسلیم ورضى وتحكیم، ثم بعد هذا غلب الهوى حبا للریاسة وعقد البنود وخفقان الرایات وازدحام الخیول فی فتح الأمصار وأمر الخلافة ونهیها، فحملهم على الخلاف فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمنا قلیلا فبئس ما یشترون.
أبو حامد غزالی در كتاب سر العالمین وكشف ما فی الدارین ألفاظی شبیه به این مطالب را در كتاب خود آورده است. رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم روز غدیر خم به علی گفت: «من كنت مولاه فعلی مولاه».
این سخن عمر در حقیقت تسلیم در برابر امر و رضایت و تحكیم آن بود. امّا بعد از آن بود كه هوی و هوس برای حبّ ریاست بر او غلبه كرد و او عمود خلافت را به دوش گرفت. و قرارها و پیمانها در خفقان هوی و هوس و زد و خورد نیزهها و ازدحام اسبها و سپاهیان و لشكر كشی برای فتح كشورها فراموش شد و آنها از شراب هوی و هوس سیراب گردیدند.
و به همین خاطر بود كه مردم به همان اختلافات روز اوّل بازگشت نمودند و عهد و پیمان خود را به پشست سر خود افكندند و آن را به قیمتی اندك فروختند.
تذكره خواص الإمامة، ص 62.
اما نکته بعد : در لفظ مولی و ولی معنی حقیقی اولا بتصرف میباشد چنانچه ولیّ النکاح بمعنی متولی امر نکاح است و ولی المراة زوجها و ولی الطفل ابوه به معنی اولی به میباشد ولیعهد سلطان بمعنی متصرف در امور سلطنت بعد از سلطان است و ولی دانش آموز را هم که خود میدانید.
و مهم تر از همه اینکه اگر لفظ مولا نص بر امامت و خلافت ابتدائیه نبودحضرت امیرالمومنین(ع) مرتب به آن دلیل و حجت نمی آورد.
ادامه
و شناخت شخصیت او میآید یكی از اعاظم و أكابر علمای اهل سنّت است كه این گونه میگوید:
لكن أسفرت الحجة وجهها وأجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم غدیر خم باتفاق الجمیع وهو یقول: من كنت مولاه فعلی مولاه. فقال عمر: بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولى كل مؤمن ومؤمنة. فهذا تسلیم ورضى وتحكیم. ثم بعد هذا غلب الهوى لحب الریاسة وحمل عمود الخلافة وعقود البنود وخفقان الهوى فی قعقعة الرایات واشتباك ازدحام الخیول وفتح الأمصار سقاهم كأس الهوى، فعادوا إلى الخلاف الأول فنبذوه وراء ظهورهم، واشتروا به ثمنا قلیلا.
لكن حجت روی خود را آشكار نمود و جمعیت مردم برای شنیدن متن خطبه حدیثی كه در روز غدیر خم كه مورد اتفاق همه میباشد جمع گردیدند. [در آن خطبه] پیامبر میفرماید: «هركس من مولای اویم علی مولای اوست». همین جا بود كه عمر به علی گفت: یا ابا الحسن! تبریك، تبریك! از این به بعد تو مولای من و مولای هر زن و مرد مؤمنی گردیدی.
این سخن عمر در حقیقت تسلیم در برابر امر و رضایت و تحكیم آن بود. امّا بعد از آن بود كه هوی و هوس برای حبّ ریاست بر او غلبه كرد و او عمود خلافت را به دوش گرفت. و قرارها و پیمانها در خفقان هوی و هوس و زد و خورد نیزهها و ازدحام اسبها و سپاهیان و لشكر كشی برای فتح كشورها فراموش شد و آنها از شراب هوی و هوس سیراب گردیدند.
و به همین خاطر بود كه مردم به همان اختلافات روز اوّل بازگشتند و عهد و پیمان خود را پشت سر افكنده و آن را به قیمتی اندك فروختند.
مجموعة رسائل الإمام الغزالی، كتاب سر العالمین ص483 ، طبعة مصححة منقحة، إبراهیم أمین محمد، المكتبة التوفیقیة.
سبط بن جوزی ضمن تأیید انتساب كتاب سرالعالمین به غزالی عین كلام او را آورده و سخن او را بدون هیچگونه ردّی نقل كرده است:
با سلام خدمت برادر عزیز ناجیم
در مورد واقعه غدیر خم اصلا فرض کنیم داستان شما صحیح میباشد ؛ ولی گفته 367 نفر از علمای بزرگ اهل سنت که این واقعه را بیان کرده اند و مولی را در قبال حضرت علی سرپرست گرفته اند چگونه قابل توجیه است.
در پایین اسم چند تن از بزرگان اهل سنت که واقعه غدیر را توضیح داده اند را میاورم :
در رابطه با نزول این آیه شریفه ای که خداوند به پیامبر در مورد تعین جانشین خود در روز « غدیر خم »، رجوع کنید به: ترجمه امام علی بن ابیطالب از تاریخ دمشق ( ابن عساکر شافعی ) ج 2 ص 86 ح 585 ط بیروت _ فتح البیان فی مقاصد القرآن ( علامه سید صدیق حسن خان ) ج 3 ص 89 ط بولاق مصر _ شواهد التنزیل (حاکم حسکانی حنفی) ج 1 ص 187 ح 243 و 244 و 245 و 246 و 247 و 248 و 249 و 250 ط 1 بیروت _ اسباب النزول (واحدی نیشابوری) ص 115 ط الحلبی مصر _ الدرّ المنثور (سیوطی شافعی) ج 2 ص 298 ط افست بیروت _ فتح القدیر (شوکانی) ج 2 ص 60 ط 2 الحلبی _ تفسیر (فخر رازی شافعی) ج 12 ص 50 ط مصر 1375 هـ _ مطالب السؤول (ابن طلحه شافعی) ج 1 ص 44 _ الفصول المهمه (ابن صباغ مالکی مکی) ص 25 ط الحیدریه _ ینابیع الموده (قندوزی حنفی) ص 120 و 249 ط اسلامبول _ الملل و النحل (شهرستانی شافعی) در حاشیه الفصل (ابن حزم) ج 1 ص 220 ط مصر _ فرائد السمطین (حموینی) ج 1 ص 158 ح 120 ط 1 بیروت _ و در الغدیر (علامه امینی) ج 1 ص 214 ط بیروت نقل کرده از: الکشف و البیان (ثعلبی) مخلوط ، تفسیر (رسعنی موصلی حنبلی) _ عمدة القاری فی شرح صحیح بخاری (بدر الدین حنفی) ج 8 ص 584 _ شرح دیوان امیرالمؤمنین (میبدی) ص 415 مخلوط _ تفسیر (نیشابوری) ج 6 ص 170 _ تفسیر عبد (الوهاب بخاری) در تفسی آیه * قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودّة فی القربی * _ روح المعانی (آلوسی) ج 2 ص 348 _ تفسیر المنار (محمد عبده) ج 6 ص 463 و بسیاری دیگر از علما و اکابر اهل سنت در معروف ترین کتب و تفاسیر خود نوشته اند که این آیه شریفه در شأن امیر المومنین علی(ع) روز غدیر خم نازل گردید.
حال توضیحی از واقعه غدیر از زبان یکی از بزرگان اهل سنت :
امام ابو حامد غزالی (505 هـ)
وی همانگونه كه در شرح حال و
از اطلاع رسانی شما قدر دانی میکنیم///ادرس شما در خبر گزاری جنبش دانشجویان اهلسنت لینک شده است//ممنون میشویم اگر ادرس ما را نیز لینک کنید///با ارزوی موفقیت برای شما///خبرگزاری جنبش دانشجویان اهلسنت///www.jonbeshedaneshju.tk