ک، م
چهارشنبه 13 آذر 1387 02:30 ب.ظ
آقای ناجی کرد؛

بسیار به این آیه دقت کن و بدان در زیر کدام سایبان منزل گزیده ای و کدام عیش را برای خود مهیا ساخته ای:

سوره: 77 , آیه: 30
انطَلِقُوا إِلَى ظِلٍّ ذِی ثَلَاثِ شُعَبٍ (30)
بروید به سوى [آن] دود سه شاخه (30)
لَا ظَلِیلٍ وَلَا یُغْنِی مِنَ اللَّهَبِ (31)
نه سایه‏دار است و نه از شعله [آتش] حفاظت مى‏كند (31)
إِنَّهَا تَرْمِی بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ ﴿32﴾
[دوزخ] چون كاخى [بلند] شراره مى‏افكند (32)
كَأَنَّهُ جِمَالَتٌ صُفْرٌ ﴿33﴾
گویى شترانى زرد رنگند (33)
وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِینَ ﴿34﴾
آن روز واى بر تكذیب‏كنندگان (34)
هَذَا یَوْمُ لَا یَنطِقُونَ ﴿35﴾
این روزى است كه دم نمى‏زنند (35)
وَلَا یُؤْذَنُ لَهُمْ فَیَعْتَذِرُونَ ﴿36﴾
و رخصت نمى‏یابند تا پوزش خواهند (36)
وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِینَ ﴿37﴾
آن روز واى بر تكذیب‏كنندگان (37)
هَذَا یَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْنَاكُمْ وَالْأَوَّلِینَ ﴿38﴾
این [همان] روز داورى است‏شما و [جمله] پیشینیان را گرد مى‏آوریم (38)
فَإِن كَانَ لَكُمْ كَیْدٌ فَكِیدُونِ ﴿39﴾
پس اگر حیلتى دارید در برابر من بسگالید (39)

((( اللهم العن الجبت(1) و الطاغوت(2) و النعثل(3) و اتباعهم اجمعین ابد الابدین )))

والسلام علینا من ربنا
koobagher@gmail.com
ک، م
چهارشنبه 13 آذر 1387 02:20 ب.ظ
سلام علینا من ربنا

برادران یک حقیقتی را از ته دل می خواهم بگویم و آن اینست:

خداوند را شاهد می گیرم که الآن که مدتیست با این به اصطلاح اهل سنت و جماعت بیشتر آشنا شده ام تا حدی متوجه شده ام که خاندان نبوت و اهل بیت عصمت و رسالت و علی الخصوص وجود مقدس علی ابن ابیطالب(علیهم السلام) چه رنج و مشقت طاقت فرسایی را از همین سنی نمایان تحمل کرده اند و چگونه شاهد انهدام ساختارهای معنوی اسلام و ایمان که با مشقت و هزینه های سنگین توسط نبی مکرم اسلام در 23 سال بعثت پایه گذاری شد؛ بوده اند و اکنون تا حدی متوجه می شوم استخوان در گلو و خار در چشم داشتن یعنی چه.
در قرآن گفته شده اگر مؤمن و کافر از هم جدا شوند خداوند کفار را بسختی عذاب می کند و اکنون علائم این عذاب مشهود است. قوله تعالی فی محکم کتابه:
سوره: 48 , آیه: 25
هُمُ الَّذِینَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْیَ مَعْكُوفًا أَن یَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَلَوْلَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَاء مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَؤُوهُمْ فَتُصِیبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَیْرِ عِلْمٍ لِیُدْخِلَ اللَّهُ فِی رَحْمَتِهِ مَن یَشَاءُ لَوْ تَزَیَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا
آنها بودند كه كفر ورزیدند و شما را از مسجد الحرام بازداشتند و نگذاشتند قربانى [شما] كه بازداشته شده بود به محلش برسد و اگر [در مكه] مردان و زنان با ایمانى نبودند كه [ممكن بود] بى‏آنكه آنان را بشناسید ندانسته پایمالشان كنید و تاوانشان بر شما بماند [فرمان حمله به مكه مى‏دادیم] تا خدا هر كه را بخواهد در جوار رحمت‏خویش درآورد اگر [كافر و مؤمن] از هم متمایز مى‏شدند قطعا كافران را به عذاب دردناكى معذب مى‏داشتیم.

بله. این جماعت آنقدر بدبخت و شقیند که این علائم واضح را نمی بینند و در واقع در حال جان کندنند و متوجه نیستند. بدبختهای منحرف و منصرف از حبل الله المتین و صراطه المستقیم و النبأ العظیم

اللهم العن الجبت و الطاغوت و النعثل و اتباعهم اجمعین ابد الابدین

والسلام علینا من ربنا
koobagher@gmail.com
ک، م
چهارشنبه 13 آذر 1387 02:05 ب.ظ
سلام علینا من ربنا

آقای ناجی کرد؛
یکی از دلایلی که اینجانب برای کمک به اثبات نهج البلاغه آوردم متن استوار و حکمتهای بیشمار آن بود و هدفم حصر کردن دلایل آن در این دلیل نیست بلکه جهت تقریب و تالیف ذهن با مطلب؛ این حقیقت را گوشزد کردم.
اگر به لحن و زیبایی و صلابت متن و صحت معنا و استحکام ساختار قرآن دقت کنیم متوجه می شویم که این کلام از انسان نیست ولی این به خودی خود ادله دیگر کلام الهی بودن قرآن را جایگزین نمی شود و قس علی هذا.

این کجایش سفسطه بود؟

سؤال مرا در مورد حمله مغول جواب ندادی. چه شد؟

والسلام علینا من ربنا
koobagher@gmail.com
میثم
سه شنبه 12 آذر 1387 06:40 ب.ظ
ادامه
حال من چند نمونه حدیث برای کمک کردن به شما از کتب شیعه میاورم تا ببینید که ما از بیان چنین احادیث بدون سند هیچ ترسی نداریم :
1: کتاب حلیته المتقین از قول پیامبر می گوید زنی که باردار نمی شود از حصیر دم در پست تر است.
2 : اشکال ندارد که انسانی با دو تا کنیز هم زمان در رختخواب بخوابد و جماع کند .
3:...
میثم
سه شنبه 12 آذر 1387 06:39 ب.ظ
ادامه
*** جالب اینجاست باز هم در كتاب صحیح بخاری، ج3، ص201، باب الجهاد می گوید:

نقل می كند از انس بن مالك، صحابی و غلام پیامبر اسلام كه آن حضرت می رفت در خانه ام حرام، دختر ملحان.
او كسی است كه وقتی جناب عمر در جنگ بدر فرار كرد و رفت بالای كوه و آقای ابوبكر هم افتخار می كرد كه او رفته بالای كوه، ولی این زن در اطراف رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شمشیر گرفت در دستش و جنگید؛ یعنی از آن زن هائی است كه غیرتش از خیلی از مردها بیشتر است.
ام حرام، همسر عبادة‌ بن صامت بود و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می رفت منزل او و ام حرام غذا درست می كرد و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می خورد، یك روزی رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سر خود را گذاشتند روی زانوی ام حرام و او سر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را تفتیش می كرد و شپش های سر او را جدا می كرد.
صحیح مسلم، ج6، ص49 - موطأ مالك، ج2، ص464 - سنن ابی داود، ج1، ص559 - سنن ترمذی، ج3، ص99 - سنن نسائی، ج6، ص40 - سنن كبری بیهقی، ج9، ص165 - عمدة القاری، ج14، ص85 - صحیح ابن حبان، ج15، ص51 .
باید گفت إنا لله و إنا إلیه راجعون. زنده باد به این مذهب با این همه احترام به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) كه آن را به اوج خود رسانده است. نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با زن نامحرم، آنهم برخورد اینگونه؟! اگر ما این را امروز حتی برای دانشجوی سنی بگوئیم، چه قضاوتی می كند؟ اگر بیاوریم در رسانه های عمومی و مجامع بین المللی و به مردم اعلام كنیم، این جوان های مسیحی به ما نمی خندند؟ این تحصیلكرده های خودمان به ما نمی خندند؟ پیامبری كه می گفت:
النظافة من الإیمان.
حالا در سرش باید شپش جستجو كرد.
ما معتقدیم كه هر دو كار به ضرر اسلام است كه هم أهل سنت عیوب شیعه را عیان كند و هم شیعه عیوب أهل سنت را؛ ولی ما داریم دفاع می كنیم و هیچ راه چاره ای نداریم. اگر مظلوم در هنگام دفاع، مطلبی را بگوید، بر او عیب نیست؛ ولی كسی كه حمله و ظلم را آغاز كرده، او همواره باید مورد طعن و مذمت قرار بگیرد.
میثم
سه شنبه 12 آذر 1387 06:36 ب.ظ
ادامه
از شما سؤال می كنیم كه در این روایت، ران رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بیرون بوده و جناب ابوبكر و عمر آمدند و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رانش را نپوشاند، آیا این خلاف اخلاق اسلامی نیست كه وقتی میهمان به منزل كسی می آید، میزبان ادب را مراعات كند؟ حتی بچه انسان وقتی می آید منزل، پدر اگر پوشش مناسب نباشد، سریع می رود و لباس مناسب می پوشد و ادب انسانی این اقتضاء را دارد و حال آنكه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به قول شما به این شكل بود.
از این مهمتر اینكه فقهای مذاهب اربعه شما فتوا داده اند بر اینكه:
جناب نبوی از استوانه های فقهی شافعی در كتاب مجموع، ج3، ص170 می گوید:
الفخذ عوزة، الركبة عورة.
ران و زانو هم جزء عورت است و واجب است مرد عورت خود را از دیگران بپوشاند.
جناب سرخسی از استوانه های فقهی حنفی در كتاب مبسوط، ج10، ص146 می گوید:
الفخذ عوزة.
جناب ابن قدامه از استوانه های فقهی حنبلی در كتاب مغنی، ج1، ص616 می گوید:
الفخذ عوزة.
جناب امام قرطبی مالكی در تفسیرش، ج7، ص182 می گوید:
قال مالك بن أنس: أكره للرجل أن یكشف فخذه بحضرة زوجته.
مرد حتی در نزد همسرش هم نباید رانش را آشكار كند.
اما می گویند كه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جلوی جناب عمر و ابوبكر هم می تواند رانش را آشكار كند.
از وهابیت هم، شورای عالی افتاء عربستان در كتاب فتاوا اللجنة الدائمة، ج6، ص178 می گویند:
الركبة عورة، الفخذ عورة، ما بین السرة و الركبة عورة.
ران و زانو جزء عورت است، از ناف تا زانو هم عورت انسان است.
باز هم این جمله را می گویم:
من كان بیته من زجاج، ‌فلا یرم الحجر.
كسی كه خانه ای از شیشه بنا كرده، سنگ پرانی نمی كند.
شمائی كه این چنین فتاوائی دارید، نباید بر شیعه خرده بگیرید.
میثم
سه شنبه 12 آذر 1387 06:35 ب.ظ
ادامه
فردای قیامت چه جوابی به نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خواهید داد با اینكه ادعا هم می كنید روایت صحیح است.
*** در كتاب صحیح مسلم و بخاری كه می فرمائید أصح الكتب بعد از قرآن است، نقل می كند از قول عایشه كه:

رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) آن روز كه نوبت من بود، در خانه خوابیده بود، بطوری كه ران حضرت كاملا نمایان بود؛ آقای ابوبكر آمد و گفت یا رسول الله اجازه داخل شدن می دهید و رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) اجازه داد، و ران رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) هم همینطور باز بود؛ با او صحبت كرد و بعد آقای عمر اجازه ورود خواست و رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) اجازه داد و رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) در همان حال بود؛ با او هم صحبت كرد و در این هنگام جناب عثمان هم آمد و رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) تا عثمان را دید، بلند شد و نشست و لباسش را درست كرد و رانهایش را پنهان كرد؛ سپس آنها با هم صحبت داشتند و بعد رفتند؛ از رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) پرسیدم كه وقتی ابوبكر داخل شد، عكس العمل و اهمیتی نشان ندادی و رانهایت همانطور بود؛ بعد از آن عمر آمد و باز هم اهمیتی ندادی؛ اما چرا وقتی عثمان آمد، بلند شدی و نشستی و لباس هایت را روی رانت كشیدی؟ رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) گفت: عایشه! آیا خجالت نكشم از مردی كه ملائكه از او خجالت می كشند؟!
صحیح مسلم، ج7، ص117، ح6103 - سنن الكبرى بیهقی، ج2، ص231 - فتح الباری، ج7، ص44 - عمدة القاری، ج4، ص82 - مسند ابی یعلی، ج8، ص240 - صحیح ابن حبان، ج15، ص336 - تاریخ مدینه دمشق، ج39، ص81 - تاریخ اسلام ذهبی، ج3، ص471
یعنی ملائكه از دیدن جناب عثمان حیاء می كنند و از دیدن جناب عمر و ابوبكر حیا نمی كنند. اینها نشان می دهد كه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از اولین اخلاق و اداب اسلامی هم برخوردار نبود، با اینكه قرآن می فرماید:
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ. سوره قلم، آیه4
میثم
سه شنبه 12 آذر 1387 06:34 ب.ظ
ادامه
خوردن، من داشتم از ظرف غذا می خوردم كه عمر هم از همان ظرف من غذا خورد و انگشتان عمر با انگشتان من تماس گرفت. عمر گفت اوه! ای وای! اگر رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) حرف من عمر را گوش می كرد، چشم نامحرمان به شما زنان نمی افتاد.
مجمع الزوائد هیثمی، ج7، ص93 - سنن كبری بیهقی، ج6، ص435 - درالمنثور، ج5، ص213 - تهذیب الكمال مزی، ج29، ص138 - معجم اوسط طبرانی، ج3، ص212
اینكه عمر دست همسر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را لمس می كند، شما چگونه می بینید؟ حرام هست یا نه؟ آن هم از طرف خلیفه دوم! اگر چنانچه روایات بحارالأنوار آن را می گوید كه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بین علی (علیه السلام) و عایشه فاصله انداخت، اینجا كه جناب خلیفه دوم شما، دستش با دست عایشه تماس گرفت. اضافه بر این، عمر تعبیری به دور از ادب می گوید، جمله ای كه عمر در ادامه می گوید، آیا تنقیص مقام رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و عایشه نیست؟! اگر چنانچه شما این جمله را به پدرت بگوئی، چه می شود؟ اگر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به حرف من گوش می كرد ... .
آقای زیلعی از علمای بزرگ أهل سنت و كتابی دارد به نام تخریج الأحادیث ، در ذیل این حدیث یك اضافه ای هم دارد و می گوید عمر گفت:
و قال یا رسول الله یدخل علیك البار و الفاجر فلو أمرت أمهات المؤمنین بالحجاب .
تخریج الأحادیث والآثار الزیلعی ، ج 3 ، ص 126 .
افراد بد و خوب به ملاقات شما می آیند، دستور بدهید كه زنان مؤمنین با حجاب باشند.
یعنی معاذ الله نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت به مسائل ناموسی به اندازه جناب عمر هم غیرت نداشته است؟! آیا این درست است؟!
می گویند حرمت امامزاده را، اول باید متولی نگه دارد؛ اگر متولی به امامزاده احترام نگذارد، از دیگران انتظاری نیست. اگر ما بیائیم به نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین جسارتی بكنیم، آن وقت نباید انتظار داشته باشیم كه یهودیان ومسیحیان نسبت به ساحت مقدس رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این گونه جسارت ها را نداشته باشند. وقتی شما می آئید پیامبر را اینگونه مقامش را پائین می آورید و غیرت جناب عمر را بیشتر از پیامبر می دانید، واقعا خیلی جرأت می خواهد!!!

میثم
سه شنبه 12 آذر 1387 06:31 ب.ظ
ادامه
اصلا مرحوم علامه مجلسی ، سندی برای او ذكر نكرده، تا ببینیم سندش صحیح است یا نه.
دومین جواب:
جواب نقضی است. شما روایتی را از كتاب بحارالأنوار نقل كردید كه فاقد اعتبار است؛ اما ما روایات متعددی داریم در این زمینه كه نسبت به موقعیت و احترام و اخلاق نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، نه تنها عقلاء‌ قبول نمی كنند، بلكه مجانین هم این مطالبی را كه شما در كتاب های صحاح یا مسانید و سنن خود با سند صحیح آورده اید، قبول نمی كنند.
*** آقای حاكم نیشابوری از استوانه های علمی شماست كه ذهبی و ابن حجر او را تعریف و تمجید گفته اند و او را متخصص و خریط در فن رجال دانسته اند، كتابی دارد به نام مستدرك الصحیحین؛ یعنی آنچه از نظر صحیح بخاری و مسلم، جا مانده و شرایط حجیت بخاری و مسلم را دارد، در این كتاب آورده است؛ ایشان می فرماید از قول زبیر:
أرسلنی رسول الله فی غداة باردة فأتیته و هو مع بعض نسائه فی لحافه، فأدخلنی فی اللحاف، فصرنا ثلاثة ... هذا حدیث صحیح الإسناد.
رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روز سردی دنبال من فرستاد، آمدم خدمت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیدم او با یكی از همسرانش در زیر لحاف خوابیده است، رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا داخل لحاف كرد و ما سه نفر شدیم.
مستدرك الصحیحین حاكم نیشابوری، ج3، ص364
اگر روایت مرسله در كتاب بحارالأنوار گفته است علی (علیه السلام) زیر لحاف رفت، ولی رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وسط خوابید، روایت شما این را هم نگفته است و معلوم نیست كه زبیر وسط بوده یا نه؛ شما نسبت به این روایت چه می گوئید؟ حاكم نیشابوری هم می گوید این حدیثی است كه سندا صحیح است.
من كان بیته من زجاج ، ‌فلا یرم الحجر.
كسی كه خانه ای از شیشه بنا كرده، سنگ پرانی نمی كند.
شمائی كه این چنین روایتی با سند صحیح دارید، نباید بر شیعه خرده بگیرید.
*** روایتی دیگر باز هم با سند صحیح، مجاهد از عایشه نقل می كند و می گوید:
كنت آكل مع النبی (صلی الله علیه و سلم) ، حیسا فی قعب، فمر عمر فدعاه، فأكل فأصابت إصبعه إصبعی، فقال حس أو أوه لو أطاع فیكن ما رأتكن عین. (و رجاله رجال الصحیح)
داشتیم با رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) داخل یك ظرف گود داری حلوا می خوردیم، عمر داخل شد و رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) عمر را دعوت كرد به غذا
میثم
سه شنبه 12 آذر 1387 06:30 ب.ظ
ادامه
من با رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به سفر رفتم و عایشه هم همراه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و تنها خدمتگذار رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) من بودم و یك لحاف هم بیشتر نداشتیم، و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بین من و عایشه می خوابید. رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) صبح بیدار شد برای نماز شب خواندن و من خوابیده بودم و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد این لحاف را بین من و عایشه فاصله گذاشت و جمع كرد تا فاصله باشد بین من و عایشه.
بحارالأنوار، ج40، ص2

جواب اول :
معمولا مبنای شیعه بر این است كه روایت اگر سند نداشته باشد، كلا فاقد اعتبار است و شیعه بر روایت مرسل و بی سند اعتباری قائل نیست؛ سند هم داشته باشد، بررسی می كنند و اگر یك نفر ضعیف، مجهول یا مهمل داشته باشد، باز هم آن روایت فاقد اعتبار است. روایتی را كه ایشان از بحارالأنوار آورده، نه سند دارد كه قابل بررسی باشد و نه در كتاب های دیگری كه نقل شده، سند دارد؛ روایت فاقد سند، فاقد هر گونه اعتبار است. این آقا به ما شبهه وارد می كند در مورد حدیثی كه اصلا نزد شیعه اعتباری ندارد.
قبلا بنده عرض كردم معمولا در پاسخ به شبهات، به روایات كه می رسیم، اول باید ببینیم كه روایت سند دارد یا ندارد، سند معتبر هست یا نه،‌ اگر معتبر نبود یا سند نداشت، ‌روایت از درجه اعتبار ساقط است. در كتب اربعه شیعه، هیچ یك از مؤلفین آن، ادعای صحیح بودن تمامی روایات آن را نكرده اند، ‌همچنین صاحب بحارالأنوار. آمدن یك حدیث در یك كتاب، دلیل بر اعتقاد شیعه به آن نیست؛ چون شاید برخی از این روایات از روی تقیه صادر شده باشد یا بعضی از مخالفان از روی عناد، این حدیث را جعل كرده باشند. بعد باید ببینیم كه آیا آن حدیث، معارضی هم دارد و با نص قرآن و سنت مخالفت می كند یا نه؟
خود امام صادق (علیه السلام) می گوید:
ما خالف الكتاب ، فاضربوه علی الجدار.
هر روایتی كه از ما رسید و با كتاب خدا مخالفت كند، آن را به دیوار بكوبید.
لذا وقتی روایتی را علیه ما استفاده می كنند، اولین كاری كه باید بكنیم، ‌این است كه تكلیف روایت را از نظر مبنای كلامی و رجالی شیعه بررسی كنیم و ببینیم آیا این روایت قابل اعتبار و توجیه است یا نه؟ می بینیم این روایتی كه آورده اید
میثم
سه شنبه 12 آذر 1387 06:28 ب.ظ
با عرض سلام خدمت دوست عزیزم که خود را تمامیت عشق معرفی کرده اند.
کامنتهای شما را خواندم و رساندن چند نکته به شما را ضروری میدانم :
1: ما مثل شما معتقد نیستیم که کتابهایمان همگی درست هستند بلکه ما در برابر گفتار ائمه و قران ملزم هستیم.اما شما در مورد کتابهای صحیح مسلم و بخاری چنین نظری ندارید و میگوید هر انچه انها بگویند کاملا درست میباشد ؛ و حتی در همین مراسم ختم بخاری امسال که قسمتی از بخاری را میخوانند بزرگانتان گفتند که تحقیق و تفحث در این دو کتاب بدعت میباشد!!!
در قسمتهای زیر من چند نمونه از بخاری برایتان میاورم که توهین به رسول خدا را به حدی رسانده اند که واقعا انسان از بازگو کردن آنها شرم دارد و از ایننها به عنوان اسرائیلیات صحیح بخاری یاد میشود.
2: احادیثی هستند که راویان سندی آنها بسیار ضعیفند یا اصلا سند ندارند و یک شیعه خود را ملزم به قبول آنها نمیداند.
3: احادیثی که از روی تقیه صادر شده اند مثل مدح از ابوبکر و عمر و عثمان که در کتب شیعه یافت میشود.
حال یکی از مطالب شما را از لحاظ سندی نقد میکنیم.
۱۹-در روایت است که علی (ع) با رسول خدا به مسافرت رفت و عایشه همراهش بود و تنها یک لحاف همراهش بود ! و رسول خدا بین من و عایشه ( یعنی علی و عایشه) خوابید ! و هنگامیکه شب برای نماز شب بر خاست من و عایشه در یک لحاف بودیم !!!!
قال علی سافرت مع رسول الله و کان له لحاف لیس له لحاف غیره و معه عائشه و کان رسول الله ینام بینی و بین عائشه فاذا قام الی اللصلوه اللیل ...........
بحار الانوار جلد ۲ - ص ۴۰ دار احیاء التراث العربی - بیروت
بحار الانوار ص ۲۹۷ ۳۱۴ جلد یک ص۴۰
کتاب سلیم ابن قیس ص ۲۲۱

.
.
.
اما نقد این :
حدیث صحیح به صورت زیر میباشد :
روایتی را در بحارالأنوار نقل كرده اید از قول آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) كه می گوید:
سافرت مع رسول الله صلى الله علیه و آله وسلم لیس له خادم غیری، و كان له لحاف لیس له لحاف غیره و معه عائشة و كان رسول الله صلى الله علیه و آله ینام بینی و بین عائشة لیس علینا ثلاثتنا لحاف غیره، فإذا قام إلى صلاة اللیل یحط بیده اللحاف من وسطه بینی و بین عائشة.
تمامیت عشق
سه شنبه 12 آذر 1387 12:48 ب.ظ
۲۱-علی(ع) بر روی ابرها پرواز میکند !
خداوند ابرها را برای علی مسخر ساخت و او شرق و غرب عالم را درنوردید!
ان الله سخر لعلی السحاب فکان یسیر فی الارض شرقا و غربا
تفسیر المیزان جلد ۱۳ - ص ۳۷۲
بحار الانوار جلد ۳۹ - ص ۱۳۸

-رعد و برق آسمان از تدبیر علی است !
قال ابو عبد الله علیه السلام .. ماکان من هذا الرعد فانه من امر صاحبکم قلت من صاحبنا؟ قال امیر المومنین علی علیه السلام
الاختصاص المفید ص ۳۲۷
بحار الانوار جلد ۲۷ ص ۳۳
تمامیت عشق
سه شنبه 12 آذر 1387 12:47 ب.ظ
۱۹-در روایت است که علی (ع) با رسول خدا به مسافرت رفت و عایشه همراهش بود و تنها یک لحاف همراهش بود ! و رسول خدا بین من و عایشه ( یعنی علی و عایشه) خوابید ! و هنگامیکه شب برای نماز شب بر خاست من و عایشه در یک لحاف بودیم !!!!
قال علی سافرت مع رسول الله و کان له لحاف لیس له لحاف غیره و معه عائشه و کان رسول الله ینام بینی و بین عائشه فاذا قام الی اللصلوه اللیل ...........
بحار الانوار جلد ۲ - ص ۴۰ دار احیاء التراث العربی - بیروت
بحار الانوار ص ۲۹۷ ۳۱۴ جلد یک ص۴۰
کتاب سلیم ابن قیس ص ۲۲۱

۲۰- هنگامیکه امام حسین به شهادت رسید بین امم سجاد و محمد ابن حنفیه فرزند علی(ع) بر سر امامت اختلاف افتاد ...محمد ابن حنفیه به امام سجاد گفت تو خودت بهتر میدانی که من تو لایق تر هستم و امام سجاد در جواب گفت پاسخ تو را حجر الاسود میدهد ! و دعوت کرد که به آنجا بروند ..آنگاه محمد ابن حنفیه حجر الاسود را صدا زد و هیچ جوابی نشنید اما تا امام سجاد حجر الاسود را صدا زد حجر به صدا در آمد و گفت امامت مال علی ابن الحسین است و نزدیک بود حجر الاسود از جا کنده شود!
لما قتل الحسین (ع) ارسل محمد ابن الحنفیه الی علی ابن الحسین و ......
اصول کافی - جلد یک ص ۳۴۸
اعلام الوری للطبرسی ۲۵۸
تمامیت عشق
سه شنبه 12 آذر 1387 12:46 ب.ظ
۱۵-تو سل به امام موسی کاظم باعث جلای چشم میشود! التوسل بالامام موسی الکاظم ینفع لوجع العین -باقیات الصالحات ضمیمه مفاتیح الجنان -شیخ عباس قمی ص ۷۴۵

امام حسین(ع) از سینه حضرت زهرا شیر نخورد بلکه پیامبر انگشتش را در دهان او میگذاشت و او می مکید و برای سه روزش کافی بود!
لم یرضع الحسین من فاطمه (س) و لا من انثی کان یوتی به النبی (ص) فیضع ابهامه فی فمه فیمص منها ما یکفیه الیو مین و الثلاث
اصول کافی کتاب الحجه - باب مولد حسین ابن علی (ع)

۱۷-پیامبر از ابوطالب شیر میخورد! ( چون شیر نبود) لما ولد النبی (ص) مکث ایاما لیس له لبن فالقاه ابو طالب علی ثدی نفسه فانزل الله فیه لبنا فرضع منه ایاما
اصول کافی - کتاب الحجه - باب مولد النبی(ص) - جلد یک ص ۳۷۳
۱۸-فاطمه زهرا (س) حیض نمیشده است! عن ابی الحسن قال ان بنات الانبیاء لا یطمثن
اصول کافی - کتاب الحجه - باب مولد الزهراء - جلد یک صفحه ۳۸۲
تمامیت عشق
سه شنبه 12 آذر 1387 12:45 ب.ظ
۱۲-روایت از علی (ع) ..اولین حیوانی که پس از رسول خدا(ص) از دنیا رفت عفیر خر رسول خدا بود! این خر با رسول خدا صحبت کرده بود ! و گفته بود پدر و مادرم فدای تو! پدرم از قول پدرش و از قول جدش و جد جدش و ..نقل کرد که او خری بود که نوح (ع) در کشتی گذاشت! و آنزمان نوح به جد من گفت ای مردم از نسل این خر خری متولد میشود که رسول خدا بر او سوار میشود ! و من خوشحالم که آن خر هستم !
عن امیر المومنین علی قال ان اول شیی من ادواب توفی هو عفیر حمار رسول الله ذالک الحمار کلم رسول الله فقال بابی انت و امی .........
اصول کافی جلد ۱ ص ۱۸۴ کتاب الحجه باب ما عند الائمه من سلاح رسول الله
از امام حسن (ع) روایت شده است که ایشان فرمود برای خداوند دو شهر است ( خدا دو شهر دارد) یکی از انها در مشرق است و یکی در مغرب ! و در آنها ۷۰ میلیون زبان و جود دارد! و من همه آن زبانها را میدانم!
عن ابی عبد الله الحسن قال ان لله مدینتین احداهما بالمشرق و اخری بالمغرب و فیها سبعون الف الف لغه و انا اعرف جمیع تلک اللغات
اصول کافی - جلد یک - ص ۳۸۴ و ۳۸۵ باب مولد حسن ابن علی

۱۴-خوردن خاک نفاق می اورد -اکل الطین یورث النفاق - الکافی جلد۲- ص۲۶۵
خوردن خاک حرام است مثل خون و مردار و گوشت خوک اما خوردن خاک قبر امام حسین باعث شفاء از بیماریها میشود!
اکل الطین حرام مثل المیته و الدم و لحم اخنزیر الا طین قبر الحسین فیه شفاء من کل داء- اصول کافی جلد ۳ - ص ۳۸۷

تمامیت عشق
سه شنبه 12 آذر 1387 12:43 ب.ظ
۷-ملکی بنام خرقائیل هست که ۱۸ هزار بال دارد و بین هر بالش پنجاه سال زمان برای دیدن لازم است! ان لله ملکا یقال خرقائیل له ثمانیه عشر الف جناح مابین جناح الی جناح خمس مائه عام - کتاب البرهان جلد ۲ ص ۳۲۷




۸-ملکی هست که اسمش منت و همیشه بالای قبر امام حسین است ! ----الکافی جلد ۴ ص ۵۸۳




۹-امام ده علامت دارد از جمله آنها ختنه شده بدنیا می آید! با پا و براحتی متولد میشود!جنب نمیشود!اگر بخوابد قلبش بیدار است ..چشمش میخوابد ولی قلبش بیدار است ! همانطور که از جلو میبیند از عقب هم میبیند! یولد مطهرا مختونا و لا یجنب و تنام عینه و لا ینام قلبه و یری من خلفه کما یری من امامه --اصول کافی جلد یک ص ۳۱۹ کتاب حجه باب موالید الائمه




۱۰-امام زمان لخت و عریان ظاهر میشود! انه سیظهر عاریا امام قرص الشمس .. حق الیقین - ملا باقر مجلسی ص ۳۴۷




ابن بابویه روایت میکند که ابی عبد الله مردی را دید که کفش سیاه پوشیده فرمود چرا کفش سیاه پوشیدی؟ مگر نمی دانی کفش سیاه نو چشم را کم میکند و مردانگی را ضعیف میکند...بر تو باد پوشیدن کفش زرد که نور چشم را زیاد میکند و باعث قوت مردانگی میشود ! عن ابی عبد الله انه رای رجل و علیه نعل سوداء فقال مالک و لبس السوداء؟ هی تضعف البصر و ترخی الذکر و.........کتاب خصال شیخ صدوق ..ابن بابویه باب سوم جلد ۱ ص ۹۹
تمامیت عشق
سه شنبه 12 آذر 1387 12:42 ب.ظ
هنوز مونده
وایسین همشو بخونین بعد تشریف ببرین ............................
مسواک زدن در حمام باعث درد دندان میشود! ( من لا یحضره الفقیه - جلد یک - ص ۵۳)




-در ادرار ائمه آلودگی نیست --لیس فی بول الائمه استخباث - انوار ولایه .آیت الله آخوند ملا زین العابدین گلپایگانی.ص ۴۴۰




-خوردن آب در حالت ایستاده در شب باعث زردی میشود! - شرب الماء من قیام باللیل یورث ماء الاصفر . اصول کافی جلد ۶-ص۴۹۸




-نگاه کردن به آلت تناسلی زن باعث کوری میشود! - النظر الی فروج النساء یورث العمی-من لا یحضره الفقیه -جلد ۳ ص۵۵۶




۵-رمضان از اسماء? خداوند است ! رمضان اسم من اسماء الله -اصول کافی جلد ۴ ص۶۹-من لا یحضر جلد۲ ص ۱۷۲




۶-آه اسم خدا ست!- آه اسم من اسماء الله الحسنی -مستدرک الوسائل جلد ۲ ص۱۴۸
تمامیت عشق
سه شنبه 12 آذر 1387 12:40 ب.ظ
بــــــــــــــــــــــــــه بـــــــــــــــــــــــــــــه
ایـــــــــــــــنجا چــــــــــــه خبره
خبرایه خوب
خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوب
آق شیعه کوچولو حالت خوبه خدای نکرده؟
خوب شکر خدا
همگی خوبن؟
ما هم خوبیم
بگذریم
این جا
مثه این که آق شیعه کوچولو خیلی بحثاش جالبه
یه ضرب المثل هست که میگه فلانی
تو که خونت شیشه ایه چرا به خونه ی من سنگ می اندازی
حکایته منو آق شیعه کوچولو هم همینه
می خام یه شمه هایی از کتابایه شیعه رو بیارم آق شیعه کوچولو مطالعه کنه روشن شه :
از نهج البلاغه شروع می کنیــــــــــــــــــــم:
حکمت ۵٨ : زن چون کژدم است که شیرین است گزیدن او.

حکمت ١١٩ : غیرت زن کفر است و غیرت مرد ایمان است.

حکمت ١۳١ : جهاد زن خوشرفتاری با شوهر و اطاعت از اوست.

حکمت٢۳٠: همه چیز زن بد است و بدتر چیزی که در اوست این است که مرد را چاره ای نیست از بودن با او.
ک، م
یکشنبه 10 آذر 1387 02:01 ب.ظ
سلام علینا من ربنا

اگر کمی خرد و دانش در وجود شخصی باشد و نهج البلاغه را بخواند خواهد دانست که این کلام، کلام یک انسان عادی نیست و آن که این گونه سخنوری می کند کسی نمی تواند باشد الا مولی الموحدین، امیر المؤمنین، امام المتقین حضرت علی ابن ابیطالب(ع).

به هر حال زمانی که قساوت قلب در دشمنان اهل بیت و منحرفان از ائمه علیهم السلام تثبیت شود، عذاب نابود کننده بر آنها فرود خواهد آمد و این سنت الهیست و باید آنها منتظر آن باشند. دشمنان و پرستندگان غاصبان حق ائمه(ع)و فاسد کنندگان و منحرف کنندگان از دین خدا، بزودی نتیجه قساوت قلب و گستاخی خود را خواهند دید و دعای ائمه مظلوم و شیعیان آنها قطعا مستجاب است و در طول تاریخ اینچنین شده است و خواهد شد إن شاء الله.
آقای ناجی کرد سؤالی از تو دارم و آن اینست که به نظر تو حمله مغول به ایران چرا اتفاق افتاد و نتیجه آن چه بود؟

والسلام علینا من ربنا
koobagher@gmail.com
پاسخ ناجی کرد : دوست عزیز نمی دانم چرا برخی از برادران شیعه هنگامی که پاسخی در مقابل مطلب علمی ندارند شروع به مغالطه و سفسطه می کنند . مطلب علمی است و پاسخ علمی نیز خواستار است هرچند گمان نمی کنم که در برابر آن پاسخی موجود باشد حداقل بروید ببینید که آیا این راوی نهج البلاغه که از آن نام بردیم واقعا این گونه که علمای شیعه گفته اند بوده یا نه
علی
یکشنبه 10 آذر 1387 10:25 ق.ظ
مطلب خوب وجالبی بود . می خواستم بگویم:خوابیده را می شود بیدار کرد ولی کسی که خود را به خواب زده هرگز نمی توان بیدار کرد.به امید روزی که افراد با استفاده از دلیل ومنطق نه بوسیله گذشته حکم کنند
میثم
جمعه 8 آذر 1387 01:29 ب.ظ
ادامه
کنار زدن حضرت از خلافت بخاطر عمل نکردن به سنت ابوبکروعمر

... وخلا (عبد الرحمن بن عوف) بعلی بن أبی طالب ، فقال : لنا اللّه علیك ، إن ولیّت هذا الأمر ، أن تسیر فینا بكتاب اللّه وسنّة نبیّه وسیرة أبی بكر وعمر.

فقال : أسیر فیكم بكتاب اللّه وسنّة نبیّه ما استطعت.
تاریخ الیعقوبی ج 2 ص 162،باب أیام عثمان بن عفان. برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع شود به: تاریخ الطبری ج 3 ص 297.

( بعد از مرگ عمر وقتی شورای شش نفر می خواستند خلیفه انتخاب کنند ) عبد الرحمان بن عوف امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب صلوات الله و سلامه علیه را به کناری صدا زد و به ایشان عرض کرد : خداوند بین من و تو حاکم باشد ، اگر خلیفه شدی بین ما طبق کتاب خدا و سنت پیامبر و روش ابوبکر و عمر حکم کن . امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب صلوات الله و سلامه علیه به عبدالرحمان بن عوف فرمودند من تاجایی که توان داشته باشم در میان شما طبق کتاب خدا و سنت پیامبراکرم حکم خواهم نمود .

در پناه حق
میثم
میثم
جمعه 8 آذر 1387 01:28 ب.ظ
ادامه
فلمّا توفّی رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم ، قال أبو بكر: أنا ولی رسول اللّه ، ... فقال أبو بكر: قال رسول اللّه صلى الله علیه وسلم : نحن معاشر الأنبیاء لا نورث، ما تركناه فهو صدقة، فرأیتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً ،... ثمّ توفّی أبو بكر فقلت: أنا ولیّ رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم و ولی أبی بكر، فرأیتمانی كاذباً آثماً غادراً خائناً .

صحیح مسلم ج 5 ص 152، كتاب الجهاد باب 15 حكم الفئ حدیث 49، فتح الباری ج 6 ص 144.

عمر به امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه و عباس عموی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم می گوید :

زمانی که رسول خدا صلى اللّه علیه (و آله) وسلم از دنیا رفت ، ابوبکر گفت من جانشین رسول خدا هستم ... أبو بكر گفت : رسول اللّه صلى الله علیه (وآله) و سلم فرموده است ما گروه پیامبران بعد از خود ارثی به جا نمی گذاریم ، هر آن چه بعد از خود به جا می گذاریم صدقه است ( و باید برای عموم مسلمین صرف شود ) شما نظرتان این بود که ابوبکر در گفتارش درغگو ، گناهکار ، پیمان شکن و خائن است ... سپس ابوبکر از دنیا رفت (بعد از مرگ او ) من گفتم : من جانشین رسول خدا و ابوبکر هستم شما مرا هم مانند ابوبکر درغگو ، گناهکار ، پیمان شکن و خائن دانستید .

کراهت حضرت امیر از همنشینی با عمر

فأرسل إلى أبى بكر أن ائتنا ولا یأتنا أحد معك كراهیّة لمحضر عمر.
صحیح البخارى: 5/82، كتاب المغازی، باب غزوة خیبر، صحیح مسلم : 5/154، كتاب الجهاد، باب قول النبی(صلى الله علیه وآله وسلم)لا نورث... .

امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه به دنبال ابوبکر فرستاد و پیغام داد تنها بیا و کسی را با خودت نیاور بخاطر اینکه از همنشینی با عمر کراهت داشت

میثم
جمعه 8 آذر 1387 01:27 ب.ظ
ادامه
اما در مورد اینکه آورده اید علی (رضی الله عنه) ابداً نفرموده كه من از جانب خدا به عنوان خلیفه و جانشین بلافصل پیامبر (صلی الله علیه و سلم) تعیین شدم و خلفاى سه‏گانه این حقّ مرا غصب كردند!!
بد نیست کمی در کتب خود تحقیق کنید تا بفهمید که سخت در اشتباهید ؛ نمونه های زیر را در نظر بگیرید :
حضرت امیر ، ابوبکر را فردی مستبد می دانستند

ولكنّك استبددت علینا بالأمر وكنّا نرى لقرابتنا من رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم نصیباً حتّى فاضت عینا أبى بكر...
صحیح البخارى: 5/82، كتاب المغازی، باب غزوة خیبر.

بخاری می گوید :
امیرالمؤمنین علی به ابوبکر فرمود : تو در امر خلافت با ما مستبدانه برخورد نمودی و ما بواسطه قرابت و خویشاوندیمان با رسول خدا معتقدیم که حق و نصیبی در خلافت بعد از رسول خدا داریم ( این کلمات را حضرت فرمودند) تا اشک از چشمان ابوبکر جاری شد .

در صحیح مسلم آمده :

استبددت علینا بالأمر وكنّا نحن نرى لنا حقّاً لقرابتنا من رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم...
صحیح مسلم : ج 5 ص 154، باب قول النبی صلى الله علیه وسلم لا نورث ما تركنا فهو صدقة .

امیرالمؤمنین به ابوبکر فرمود : تو در امر خلافت با ما مستبدانه برخورد نمودی و ما بواسطه قرابت و خویشاوندیمان با رسول خدا معتقدیم که حق خلافت بعد از رسول خدا از آنِ ماست .

نظرامیرالمؤمنین علی در باره ابوبکر و عمر

حضرت امیر علیه السلام و عباس عموی پیامبر اکرم ابوبکر و عمر را دروغگو ، گناهکار، پیمان شکن و خائن می دانستند. به این عبارت دقت کنید مسلم در صحیحش می گوید :
میثم
جمعه 8 آذر 1387 01:26 ب.ظ
ادامه
لذا امیرالمومنین (علیه السلام) هم بارها می فرمود:

ما زلت مظلوما منذ قبض الله نبیه و الی یوم الناس هذا.

از روزی که خداوند، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را به پیش خود برد، مظلومیت همواره با من بوده تا امروز.

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج20، ص283

امیرالمومنین (علیه السلام) روزی به امام حسن (علیه السلام) فرمود:

و ایم الله یا بُنیّ ما زلت مبغیا علی منذ هلک جدک

قسم به خداوند! از روزی که جدت از دنیا رفته است، همواره ظلم ها به طرف من سرازیر شده است.

الامامة و السیاسة ابن قتیبه دینوری، ج1، ص68 - با تحقیق شیری

همچنین:

بینا علی علیه السلام یخطب إذ قام اعرابی فصاح: وا مظلمتاه! فاستدناه علی علیه السلام، فلما دنا قال له: إنما لك مظلمة واحدة و أنا قد ظلمت عدد المدر و الوبر.

امیرالمومنین (علیه السلام) مشغول خطبه خواندن بود و یک شخص عربی وارد مسجد شد و با صدای بلند گفت که در حق من ظلم شده است. حضرت علی (علیه السلام) رو کرد به آن عرب و در میان مردم گفت: در حق تو یک ظلم واقع شده است و به اندازه ذرات عالم در حق من ظلم شده است. به خدا من هم مظلوم هستم. بیا نزدیک تا در حق کسی که نسبت به ما ظلم کرده، با همدیگر نفرین کنیم.

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج4، ص106 - الغارات ثقفی، ج2، ص768
.
.
.
.
میثم
جمعه 8 آذر 1387 01:26 ب.ظ
ادامه
عن ابن عباس، قال: خرجت انا و النبی صلى الله علیه و سلم و على فی حشان المدینة، فمررنا بحدیقة، فقال على: ما أحسن هذه الحدیقة یا رسول الله! فقال: حدیقتك فی الجنة أحسن منه، ثم أومأ بیده إلى رأسه، ثم بكى حتى علا بكاؤه، قلت: ما یبكیك؟ قال: ضغائن فی صدور قوم لا یبدونها لك حتى یفقدونی. قلت: فی سلامة من دینی؟ قال: فی سلامة من دینک.

امیرالمومنین (علیه السلام) می گوید روزی با نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در بیرون مدینه در داخل یک باغی بودیم و صحبت می کردیم. دیدم که قطرات اشک از چشمان نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سرازیر شد. گفتم: چرا گریه می کنی؟ گفت: کینه هایی می بینم در سینه بعضی از اقوام که بعد از من، آن کینه ها را بروز می دهند. گفتم: آیا دین من سالم می ماند؟ گفت: بله دین تو سالم می ماند.

مجمع الزوائد هیثمی، ج9، ص118 - مسند أبی یعلى، ج1، ص427 - معجم كبیر طبرانی، ج11، ص61 - شرح نهج البلاغة ابن أبی الحدید، ج4، ص107 - میزان الاعتدال ذهبی، ج4، ص480

در روایت دیگری، حاکم نیشابوری در مستدرک، ج3، ص140 آورده که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود:

ان مما عهدا لی النبی (صل الله علیه و آله و سلم) ان الامة ستغدر بی بعده.

یکی از وصیت هایی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حق من کرد، این بود که فرمود: امت من بعد از من در حق تو خیانت و مکر و حیله می کنند.

مجمع الزوائد هیثمی، ج9، ص137 - شرح نهج البلاغة ابن أبی الحدید، ج4، ص107
میثم
جمعه 8 آذر 1387 01:24 ب.ظ
با سلام
در مورد نهج البلاغه اصلا ما فرض کنیم حق با شماست ، اما در مورد کتب خود که پر است از این نمونه ها چه میگوید ؛ نمونه های زیر را در نظر بگیرید
اشهد انک انت اول مظلوم و اول من غصب حقه

گواهی می دهم که تو اولین مظلوم هستی و اولین کسی هستی که حقت غصب شد.

تهذیب الأحكام، ج6، ص28 - فرحة الغری، ص135 - بحارالانوار، ج97، ص265

در صحیح بخاری، ج5، ص6 در ذیل آیه شریفه «هذان خصمان اختصموا فی ربهم» از قول امیرالمومنین (علیه السلام) نقل می کند:

قال انا أول من یجثو بین یدی الرحمن للخصومة یوم القیامة و قال قیس بن عباد و فیهم أنزلت «هذان خصمان اختصموا فی ربهم»

من اولین مظلومی هستم که فردای قیامت در محکمه عدل الهی، درباره کسانی که در مورد من ظلم کردند، مورد محاکمه قرار خواهد گرفت.

در این رابطه از آقا نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایات متعددی داریم و من جمله این روایات:
شیعه کوچولو : به امید
شنبه 2 آذر 1387 01:44 ب.ظ
مشکل همین است که که شما از کسانی مانند بن باز ( به واقع حقه باز ) ی دفاع می کنید که برای مسائل بسیار ساده و ......... فتوا صادر میکنند ولی از به تیول درآمدن سرزمین وحی و تبدیل آن به سربازخانه های آمریکای مدافع صهونیستم . خفقان گرفته اند و تازه نام خود را شیخ الاسلام میگذارند !!!

آیا نباید از آن ملای وهابی ای انتقاد کرد که با علم به شراب نوشی امیرالمومنین خودش یعنی سلطان عبدالشیطان بن لورنس شراب زاده . باز هم از او دفاع میکند ؟!

اگر تو بهمراه این ناجی کرد می خواهید .بردگی و مزدوری اینان را بکنید آزادید ولی به چه مناسبت . ما هم باید مطیع شما باشیم و کلمات شما را قبول کنیم ؟!
انصاف
شنبه 2 آذر 1387 01:16 ق.ظ
وبلاگم با دو جدول بسیار جالب به روز شد ناجی تو هم ببین
انصاف
پنجشنبه 30 آبان 1387 01:18 ق.ظ
پستی درباره شیخ ابن باز رحمه الله آوردی .مثل اینكه زبان درازی ها و فحاشی هایت به جمیع علمای حجاز به صورت عموم و و ایشان به صورت خصوص را فرا-موش كرده ای.اینكه زمین كروی نیست كه تهمتی بود كه شما مدام بر سر زبان گرفته بودی و بی تقوایانه مسخره می كردی و امروز می گویی دروغ بوده؟
مهارجر
چهارشنبه 29 آبان 1387 08:24 ب.ظ
اسامی دستگیر شدگان
محمد شاپری - ناصر شاپری - یاسر شاپری - عبدالله شاپری - اسماعیل شاپری - فرید توفیق محمدیان و حسین کاکا خوانی
نمایش نظرات 1 تا 30
متن نظر :
POWERED BY MIHANBLOG.COM